اسكندر بيگ تركمان

665

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

گشته يك يك را بفرمان قهرمان زمان شكم دريده از كنگره‌هاى قلعه عبرة للناظرين آويختند چنانچه دور حصار از وجود خبيثه آن خبائث آرايش يافته احدى از آن قوم تبه روزگار نجات نيافت بعد از چند روز كه متنزهات آن ساحت دلگشا مخيم خيام نصرت و اقبال بود اهل اردو بازار بتخريب آن قلعه و حصار مأمور گشتند چابكدستان اردو بازار در تخريب آن حصار يد بيضا نموده در اندك روزى با خاك يكسان كردند اما كليسياى مذكور كه ارك آن حصار نااستوار بود و از غايت استحكام و صنعتگرى استادان سنگتراش در نظر بيننده يك پارچه سنك رخام مينمود بالتمام خراب نشد و چون خاطر خطير اشرف از اين امور فراغت يافت عنان عزيمت به طرف قلعهء قارص و آن حدود معطوف داشتند . ديگرى از سوانح آن ايام آمدن سليمان بيك محمودى حاكم خوشاب و قراحصار است و وى از امراى سنجق روم تابع بيگلربيگى وان است و از شكوه جلال پادشاهى و آوازهء صولت و سطوت شاهنشاهى دل به او داده همچنانچه شيوه و شعار امراى اكراد شقاوت نهاد است كه مصلحت وقت خود منظور داشته از هر طرف تسلط و اقتدار مينمايند اظهار دولتخواهى آنطرف مينمايند او نيز عاقبت انديشى كرده از وفور اخلاص و حسن عقيدت كه به زبان اظهار نموده در دلش از آن خبرى و از جوهر دولتخواهى اثرى نيست احرام دريافت كعبهء اقبال بسته بسعادت بساط بوسى فايز گرديد و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى هر چند عيار اخلاص آن طبقه گرفته‌اند اما مراعات جانب ظاهر كه بهين شيوهء فرمانروايان عالم صورتست كرده منظور نظر التفات فرموده و بخلع گرانمايه و لقب ارجمند خانى سربلندى يافت و بين الاقران بدين پايهء و الا علم مفاخرت برافراخت و بعد از چند روز كه در ملازمت اشرف كامياب عزت و عاطفت بود رخصت معاودت يافته بالكاء خود عود نمود . ديگرى از سوانح آن زمان آمدن ايلچى معتبر است از جانب سرور سلاطين فرنگستان پادشاه اسپانيه و پرتكال كه تا موازى پنجاه نفر ملازم يراقدار همراه داشت و در حدود قارص بدرگاه فلك مناص رسيده بشرف عتبه بوسى مشرف شده تحف و هداياى لايقه از نظر اقدس گذرانيده منظور نظر عنايت و التفات گشته در همان چند روز رخصت [ 463 ] انصراف يافته مشمول عاطفت و احسان روانه شدند و در خلال اين احوال جاسوسان كه بجهة تحقيق احوال و رسانيدن اخبار جانب استنبول رفته بودند خبر رسانيدند كه اركان دولت خانوادهء عثمانى جغال را كه در ميانهء روميان بوفور شجاعت و اصابت رأى و حسن تدبير از اكفاء و اقران سمت رجحان دارد و در سرحد فرنگستان قابودان بود و باصطلاح روميان مير بحر را قابودان مينامند بدرخانه طلب نموده بوزارت اعظم و سردارى منسوب ساخته جمعى كثير از قاپوقولى وينكچرى همراه او كرده بر سر قزلباش تعيين نمودند و لشكرهاى آنطرف استنبول را كه روميان اناطولى ميگويند و عبارت از برساوبلاد قرامان و سام و صلب و طرابلس و طرابوزون و ديار بكر و ارزن الروم و وان و كردستان و غيرهم است بمرافقت او مأمور گردانيده چاوشان قمر سير باحضار ايشان فرستادند و جغال اغلى از استنبول بيرون آمده بحدود ديار بكر رسيده در صحراى موش بجهة جمعيت لشكر توقف دارد . بعد از تحقيق اين اخبار رأى صوابنماى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بتدبير دفع دشمن و عسرت حال پرداخته عساكر منصوره را فوج فوج و جوق جوق بتاخت و غارت الكاى قارص و زرنشاد و آن حدود و سوختن غلات و علفزارها فرستادند و مقرر شد كه چند روزه كه عبور لشكر روم از آنجا خواهد بود خراب و ويران ساخته در صحراها از غله و علف و آبادانى آثار نگذارند و رعاياى آن حوالى را كه غير ملت‌اند به اين طرف كوچانند و مردم هر محل كه شعار دولتخواهى روميان ظاهر ساخته در كوچ كردن